<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سرزمین تنهایی</title>
<link>https://mohebbatman.blogfa.com</link>
<description>تـــــــمام سکوت ها فـــریادند .... گوش هایت را تــــــیز کن ...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 08 Jan 2014 21:15:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>یادته؟بی معرفت!</title>
<link>https://mohebbatman.blogfa.com/post/31</link>
<description>یادته؟ یادته اون روزی که رفتیم تو نمایشگاه حلقه بخریم ؟ فروشنده گفت دست آقا داماد از عروس خانوم ظریف تره ... بیا این دستمه ... گوشت اضافه آورده ؟ ببخشید اگه پانسمانشو زود باز کردم بعد رفتنت , خاطره هات اینو واسم ساخته ! تو که عشقمو نمیفهمیدی چرا منو دیوونه ی خودت کردی ؟ بابا من همون امیر هستم که نماز اول وقتم ترک نمیشد مشروبو کثیف ترین چیز تو دنیا میدونستم از بوی سیگار متنفر بودم ... د نفهم بیا به دادم برس که کثافت تر از خودم نمیبینم تو دنیات</description>
<pubDate>Wed, 08 Jan 2014 21:15:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mohebbatman</dc:creator>
<guid>mohebbatman.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>“میم … مثلِ مرد !”</title>
<link>https://mohebbatman.blogfa.com/post/30</link>
<description>مرد از زن خیلی تنهاتره ! مرد لاک به ناخوناش نمیزنه که هروقت دلش یه جوری شد دستشو باز کنه و ناخوناشو نگاه کنه و ته دلش از خودش خوشش بیاد ! مرد موهاش بلند نیست که توی بی کسی کوتاهش کنه و اینجوری لج کنه با همه دنیا ! مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت زنگ بزنه به دوستش و گریه کنه و خالی بشه ! مرد حتی درداشو اشک که نه ، یه اخمِ خشن میکنه و میچسبونه به پیشونیش ! یه وقتایی ، یه جاهایی ، به یه کسایی باید گفت : “میم … مثلِ مرد !</description>
<pubDate>Wed, 08 Jan 2014 19:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mohebbatman</dc:creator>
<guid>mohebbatman.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>حکایت من</title>
<link>https://mohebbatman.blogfa.com/post/29</link>
<description>حکایت من حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقی نداشت دلباخته ی سفر بود اما همسفر نداشت حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجه نزد زخم داشت اما ننالید گریه کرد اما اشک نریخت حکایت من حکایت کسی بود که پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنود...!!!!</description>
<pubDate>Fri, 27 Dec 2013 07:48:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mohebbatman</dc:creator>
<guid>mohebbatman.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>نفرت</title>
<link>https://mohebbatman.blogfa.com/post/28</link>
<description>من واسه ايـنکـه اين انـگـشتـا ديـگـه نلـرزن خيلي زحمت کـشـيدم ... ديـگـه بـرنـگـرد ...</description>
<pubDate>Sat, 25 May 2013 11:13:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mohebbatman</dc:creator>
<guid>mohebbatman.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title>دختره بی لیاقت!!</title>
<link>https://mohebbatman.blogfa.com/post/27</link>
<description>یه شب با دوستم رفته بودم رستوان روبروی تخت ما یه دختر پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود،معلوم بود مخاطب خاصشه، اتفاقی چشمم به چشم دختره افتاد,قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست،دختره شروع کرد به آمار دادن،سرمو انداختم پایین,دفعه بعدی تحریک شدم با هم نگاه بازی کردیم...خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم، با نگاهش قبول کرد،بلند شدن،پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخته ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت،براش نوشته بودم .</description>
<pubDate>Wed, 15 May 2013 21:57:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mohebbatman</dc:creator>
<guid>mohebbatman.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>ببین دنیا رو حالشو ببر!</title>
<link>https://mohebbatman.blogfa.com/post/19</link>
<description>باید بدجنس باشی تا عاشقت بشن باید خیانت کنی تا دیوونت باشن باید دروغ بگی تاهمیشه تو فکرت باشن باید هی رنگ عوض کنی تا دوست داشته باشن اگه ساده ای اگه باوفایی اگه یه رنگی همیشه تنهــایی...... شرم دارم... شرم دارم به مادرم بگویم: آن که بخاطرش قلبت راشکستم... تنهایم گذاشت....</description>
<pubDate>Tue, 08 Jan 2013 15:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mohebbatman</dc:creator>
<guid>mohebbatman.blogfa.com/post/19</guid>
</item>
</channel>
</rss>
